آدمها قانون های مسخره و عادات و رسوم مسخره و آیین های مسخره و منطق های مسخره دارند كه زندگی مسخره شان را متمدنانه به نمایش بگذارند. آدم ها دروغ های مسخره اند. هنرمندهای پست مدرن ِ احمق ِ همیشه در حال زار زدن. بی هنرهای بی مایه ی به گند کشیده شده. همه چیز به شکل احمقانه ای برای خنداندن يک دسته کوچک از آدم ها مسخره خلق شده است. می شود بی خیال تمام اتفاق های خواسته و ناخواسته، آساناک را بغل کنی و همینطور كه قهوه ات را می نوشی ، از پشت پنجره ات به مسخره بودن های آدم ها و آیین هایشان بخندی و بی كه غصه ات بشود زندگی کنی. اصلا غصه ات هم كه شد کمی بزنی زير گریه و بعد كه سبک شدی باز بخندی. اینها را عروسکی میگوید كه تجسم اندوه است و از وقتی از دیار عروسکها کوچ کرده یاد گرفته بی كه دلش خوش باشد به مسخره بودن های آدم ها بخندد. فلسفه وجود خیلی از آدم ها سوژه ی خنده شدن است. جدی میگویم. بخند.
+ برای لیلا و این روزهایش.
برچسبها:
گیج ترین جای خانه