از هزاران نجات دهنده، تنها يکی مرا لمس می کند

هنگامی که لبهايت بر لبهايم قرار می گيرد

از ميان همه اين بادها، تنها يکی مرا با خود می برد

هنگامی که سايه ات بر درب اتاقم می گذرد

و روياهای من به بند انگشتانت گره می خورد

 

پیوست به پست قبل

+ از من نیست. لینکش گم شده توی این شلوغی ها.


برچسب‌ها: به من دست نزن, درد می کنم
+ [ تاریخ ] پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۱ [ ساعت ] 22:57[ نویسنده] Hojjat