تمام شعرم تقدیم آنکه باران شد
کسی که فاتح تنهاترین خیابان شد
زمین سگش به بهشت خدا، شرف دارد!
اگر که عشق دلیل سقوط انسان شد
دوید و باز دوید و دوید تا برسد
به زن رسید و خود مرد خطّ پایان شد
زنی به چشم پر از انتظار من زل زد
و از قیافه ی غمگین خود هراسان شد
و مرد قصّه همین که نشست و گریه نمود
از اینکه مرد شده تا تو را… پشیمان شد
و زن که تا ابدالدّهر بچّه می زا یید
و مرد که وسط سفره تکّه ای نان شد
و مرد رفت به دنبال آنچه زن نامید
و زن در آخر یک شعر تیرباران شد
سید مهدی موسوی