یکی بیاید حرف بزند. فحش بدهد. من و دنیام را ببرد زیر یک علامت سوال بزرگ.

یکی بیاید بهم بریزد این اتاق لعنتی را. ادای آدم های روشنفکر را در بیاورد. کاغذهام را بسوزاند.

یکی بیاید عین آدم تمامیت عرضی دلم را به سخره بگیرد و همه کاسه کوزه های دنیا را سر من بشکند.

یکی بیاید تمام مرا خراب کند بعد بزند زیر همه چیز.

یکی بیاید طرح هام را بخواند و جای اینکه بغض کند خنده روی سینه اش ریسه برود.

یکی بیاید باهام حرف بزند. یکی که حرف هام را بفهمد. یا نه حتی اصلا نفهمد.

یکی بیاید که بودنش، حس داشتن همه نداشته های دنیا را زیر پوستم جاری کند.

یکی بیاید که نه تعارف بلد باشد نه تعریف. و نه عصای همه پیرمردهای دنیا را قورت داده باشد.

یکی بیاید حرف بزند. فقط همین!

 

+ تا اطلاع ثانوی به اندازه ی همه ی تاریخ های نانوشته ی دنیا ناخوشم.

++ نوستالژیا

این روزها دوباره با این صدا حالم دیگر می شود.

+ [ تاریخ ] جمعه یازدهم شهریور ۱۳۹۰ [ ساعت ] 16:49[ نویسنده] Hojjat |