باورت نمیشود سانتیاگو. اما امروز حالم خوب است. انگار گوشهای از جهان نیازمند توجه من است. و من اگر بنویسم و سرم را از هجوم ِ بیوقفهی جهانهای موازی ِ شتابزده خالی کنم سبک میشوم. آنقدر سبک که میتوانم قطعیت ِ محکم ِ هستی را بپذیرم. آن نام خزهپوش که سیلویا عاشقش شده بود. صدا را میشنوی؟ از همان زایشگاه:
"در کودکی
عاشق ِ نامی خزهپوش بودم.
نکند گناهست این؟!
این عشق ِ دیرینهی مرده
به مرگ."
به نینوش سوگند، و به طرح ِ لبخند ِ غمانگیزش که من امروز زندهام. و جهان نیازمند توجه من است.
*"سه زن"/سیلویا پلات
+
[ تاریخ
] پنجشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۵
[ ساعت ] 12:34[ نویسنده]
Hojjat
|